حبيب الله الهاشمي الخوئي

119

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

پس بيان فرمود بأو از كار خود با ايشان آن چيزى را كه دانست أو بان چيز اين كه آن حضرت بحق است وايشان بباطل بعد از آن فرمود باو كه بيعت كن پس گفت باو كه من ايلچى قومي هستم كارى نميكنم بيمشورت ايشان تا برگردم بطرف ايشان پس فرمود آن حضرت : خبر ده مرا اگر كساني كه در پس توأند بفرستند ترا در حالتي كه طلب كننده آب وگياه باشي كه طلب نمائى از براي ايشان مواضع افتادن باران را پس برگردى بسوى ايشان وخبر دهى ايشان را از آب وگياه پس مخالفت نمايند ، ومتوجه شوند بمكانهاى بىآب وعلف ، چه كار خواهى كرد در اين صورت . عرض كرد كه مىباشم ترك كننده ايشان ومخالف ايشان ، ومىروم بسوى آب وگياه ، پس فرمود حالا كه اين طور است دراز كن دست خود را يعني بيعت نما ، پس گفت آن مرد قسم بحق خدا نتوانستم خود دارى كنم نزد تمام شدن حجّت بر من پس بيعت نمودم با آن حضرت . ومن خطبة له عليه السّلام وهى المأة والسبعون من المختار في باب الخطب وذلك في اليوم الرّابع من الوقعة سابع شهر صفر من سنة سبع وثلاثين على ما يأتي في رواية نصر بن مزاحم ورويته عنه باختلاف تطلع عليه . أللَّهمّ ربّ السّقف المرفوع ، والجوّ المكفوف ، الَّذي جعلته مغيضا للَّيل والنّهار ، ومجرى للشّمس والقمر ، ومختلفا للنّجوم السّيّارة ، وجعلت سكانه سبطا من ملائكتك لا يسأمون من عبادتك . وربّ هذه الأرض الَّتي جعلته قرارا للأنام ، ومدرجاللهوامّ و